برای ایجاد وحدت رویه میان اعضاء تحریریه و داوران، و همچنین برای آگاهی مؤلفان و خوانندگان محترم مجله لازم است مقالات پذیرفتنی در پژوهشنامۀ نقد آراء تفسیری تبیین شوند. گرچه در منابع مختلف تعاریف متفاوت یا مشابهی از این سه نوع مقاله میتوان دید، برای جلوگیری از قضاوت سلیقهای دربارۀ مقالات و رفع سوءتفاهمها لازم است برپایۀ مفاهیمی دقیق میان این سه نوع مقاله فرق نهاده شود.
زمینۀ بحث: هریک از شاخههای اصلی یا فرعی علوم و معارف بشری مختلف را میگویند که برپایۀ تلاش عالمان آن علوم و معارف در سطح جهانی، انباشتی از مفاهیم مرتبط با همدیگر در آنها پدید آمده باشد، پرسشهایی دربارۀ ماهیت هریک از آن مفاهیم یا ربط هریک از آنها با دیگری مطرح شده باشد، منابعی مرتبط با آن مفاهیم و پرسشها شناخته شده باشد، و پاسخهایی نیز به این پرسشها داده شده باشد یا دستکم احتمالاتی در مقام پاسخ به آنها مطرح شده باشد. مثلاً، تاریخگذاری روایات، تأثیر حکومت اموی بر جعل روایات، نقش امامان شیعه (ع) در حفظ حدیث نبوی، و امثال آنها که شاخههایی از بحث تاریخ حدیث محسوب میشوند را باید زمینههایی برای بحث دربارۀ تاریخ حدیث تلقی کرد.
مسئله: به هر ابهامی گفته میشود که بالقوه یا بالفعل از یک نگاه روشمند و علمی برای عالمان یک زمینۀ بحث در سطح جهانی دربارۀ ماهیت مفاهیمِ آن زمینۀ بخصوص یا دربارۀ پیوند آن مفاهیم با همدیگر قابلطرح باشد.
نظریه: به پاسخی روشمند و علمی و نوآورانه (در سطح جهانی) گفته میشود که با نظر به منابع مرتبط با یک زمینۀ بحث یا حتی منابعی که هنوز به آن زمینه مرتبط نشدهاند اما میتوانند معتبر و بازگویندۀ حقیقتی دانسته شوند به مسئلهای در آن زمینه داده شده باشد.
مقالۀ مروری: مقالهای است که در آن نظریهپردازی علمی نمیشود؛ بلکه صرفاً همه یا بخشی از دادهها و منابع دستاول یا دست دوم و آراء مرتبط با یک زمینۀ بحث یا مرتبط به پاسخ سؤال بخصوصی تفسیر و دستهبندی و توصیف و نقد میشوند.
مقالۀ ترویجی: مقالهای است که در آن روشی یا منبعی یا رویکردی برای تحلیل یک مسئله بازنموده، و احتمال تأثیر آن روش یا رویکرد یا منبع بر نتایج تبیین میشود؛ بدون آنکه نظریهای ارائه یا آزموده شود.
مقالۀ پژوهشی: مقالهای است که در آن نظریهای علمی مطرح یا نقد علمی و روشمند میشود.
در مقام توضیح بیشتر، لازم است قدری با مراحل مختلف توسعۀ دانشها آشنا شویم. اگر در زمینهای تا کنون هیچ پژوهشی صورت نگرفته است اول باید مطالعات بنیادی صورت گیرند (مثلاً تصحیح نسخههای خطی، فهرستنویسی نسخهها، گردآوری شواهد و امثال آنها). همۀ این کارها نیز مستلزم آگاهی از مهارتهایی برای گردآوری دادهها هستند و در بعضی از آنها مراعات استانداردهای نگارش علمی بسیار مهم است. کسی که باید بسیار بگردد تا رد یک نسخۀ خطی را در کتابخانهای خصوصی بزند، یا تشخیص دهد که تصحیح فلان نسخه اولویت دارد درواقع دارد نظری علمی بر پایۀ مطالعاتی میدهد.
بعد از اینکه مطالعات بنیادی صورت گرفت، بهمرور توجه اهل علم به پدیده یا پدیدههایی جلب میشود. آنها سعی میکنند ارتباط مفاهیم و شواهد جدید با نظریههای دانشمندان پیشین تبیین کنند و نشان دهند این شواهد جدید آیا مؤید دیدگاههای پیشین است یا ردکنندۀ آن. چنین مطالعاتی از جنس مطالعات نظری است. حال، اگر کشف توافق یا ناسازگاری مطالب جدید چیزی بود که در سطح جامعۀ علمی جهانی جدید تلقی میشد، گوییم یک پژوهش اصیل روی داده و مطالعهای پژوهشی تألیف شده است.
وانگهی، اگر مطالعهای به کشف توافق یا ناسازگاری شواهد جدید با آرائی انجامید که در سطح جهانی مقبولیتی نداشتند و صرفاً در یک جامعۀ علمی محدودتر (مثلاً جامعۀ اهالی یک علم بخصوص در سطح کشور) شناخته بودند، گوییم مطالعهای ترویجی صورت گرفته است. همچنین، مطالعه ترویجی خواهد بود اگر در آن رویکردهای روششناختی مشهور یا کمشهرت ارزیابی و دستهبندی شوند، چارچوبهای مفهومی برای تطبیق و گسترش تحقیقات گذشته ایجاد گردد، و بینشهای پژوهشی، شکافهای موجود و جهتگیریهای احتمالی تحقیقاتی آینده شرح داده شوند.
بعد از توسعۀ نظریهپردازیها، اگر در زمینهای آراء مختلف پدید آمد و افرادی با زبان و اصطلاحات مختلفی آرائی بیان کردند و احیاناً هرکدام هم به شواهدی متمسک شدند، لازم خواهد شد کسی آراء پراکنده یا شواهد گسترده را دستهبندی کند یا آراء برخی افراد را بر اساس شواهد افراد دیگر بسنجد و نقد کند تا بهتر بشود از بحث در آن زمینۀ بخصوص نتیجه گرفت. همۀ این تلاشها از جنس مطالعات مروری خواهند بود. بهطبع چنین مطالعاتی برای آنکه افراد بتوانند با مطالعات دستاول قبلی ارتباط بهتری برقرار کنند و درک شفافتری از آنها داشته باشند لازم است.
در مقالۀ مروری کوشش میشود برپایۀ آنچه برای عالمان یک زمینۀ بخصوص مشهور است: ابهامات تعریف برطرف شوند، محدودۀ موضوع مشخص گردد، یک نمای کلی یکپارچه و ترکیبی از وضعیت فعلی دانش ارائه شود، ناسازگاریها در نتایج قبلی و توضیحات احتمالی اسباب و علل آن ناسازگاریها شناسایی شوند.
یک مقالۀ علمی دربردارندۀ مطالعۀ روشمند و استاندارد و نوآورانه در یک زمینه است. نوآوری علمی در یک مقاله میتواند در سطوح ششگانۀ زیر اتفاق بیفتد:
1) تبیین زمینۀ بحث به یکی از روشهای زیر:
1-1) مرور سیستمی: مرور و و مقایسه و دستهبندی همه یا بخشی از شواهد و دادههای بازمانده دربارۀ یک مسئله که عالمان برای پاسخ به سؤالات علمی باید آنها را بشناسند؛ به شرطی که از نگاه عالمان آن حوزه ارتباط آن دادهها و شواهد با زمینۀ بحث کاملاً واضح و مستغنی از بحث باشد و کشف آن دادهها یا دستهبندیشان نیازمند نظریهپردازی و کاربرد روشهای پیچیدۀ علمی برای مدیریت دادهها و تفسیرشان نباشد. در این شیوه دانش و تولیدات علمی دوران معاصر مرور نمیشود؛ بلکه منابعی که دانش فعلی بر اساسشان شکل گرفته است مرور میشود.
1-2) مرور تاریخی: مرور و مقایسه و دستهبندی همه یا بخشی از دیدگاههای دورۀ پیشامدرن و پاسخهای کهن به یک مسئله یا نقد همه یا برخی از آنها؛ به شرطی که آن دیدگاهها از نگاه عالمان آن حوزه نوعاً آرائی شناخته و قابلانتظار باشند و بازخوانی آنها نیز با مروری ساده ممکن باشد و نیازمند نظریهپردازی نباشد.
1-3) مرور ادبیات: مرور و مقایسه و دستهبندی نظریات همه یا برخی عالمان مدرن که برپایۀ روشهای علمی نوین پاسخی به مسئلۀ بحث گفتهاند (مرور ادبیات بحث)؛ به شرطی که آن نظریهها از نگاه عالمان آن حوزه کمابیش شناختهشده باشند؛ نه اینکه در عرف آن حوزۀ علمی ارتباط آن نظریهها با حوزۀ بحث امری ناشناخته باشد. هدف آن است که معلوم شود چه آراء و روشهای علمی در مقام بررسی یک زمینه از بحث ارائه شده، و چه منابع و مقالاتی تألیف گردیده است.
اکنون میتوان گفت اگر در مقالهای نوآوری از نوع 1 و 2 روی بدهد آن مقاله مروری است. اگر نوآوری از نوع 3 روی داد آن مقاله ترویجی است، و اگر نوآوری از نوع 4-6 اتفاق افتاد آن مقاله پژوهشی است.
تبصرۀ 1: در یک مقاله ممکن است چند فعالیت نوآورانه از جنس فعالیتهای نوع 1-6 روی داده باشند. ملاک در تعیین نوع مقاله آخرین سطح است؛ یعنی اگر در مقالهای نوآوری از جنس 1 و 4 هر دو روی داده بود، مقاله از نوع 4 تلقی میشود.
تبصرۀ 2: مروری، ترویجی یا پژوهشی ارزیابی کردن یک مقاله صرفاً توصیف نوع مقاله است و حاوی هیچگونه ارزشگزاری بر کیفیت کار نیست. یک مقالۀ مروری ممکن است باکیفیت و بسیار تأثیرگذار باشد؛ اما یک مقالۀ پژوهشی ممکن است بیکیفیت باشد و تأثیر ماندگاری بر توسعۀ دانش نگذارد. ضمناً، اغلب توسعۀ پژوهشهای نظری در یک حوزه بدون توسعۀ مطالعات مروری و ترویجی به سرانجام نمیرسد. ازهمینرو، گاه در مجلات و مؤسسات برجستۀ تحقیقاتی از پژوهشگران مجرب و سرشناس خواسته میشود با نگارش یک مقالۀ مروری یا ترویجی در زمینهای، بستر لازم برای توسعۀ پژوهشها را فراهم کنند.
مقالۀ مروری: آن است که در آن بدنۀ اصلیِ دادههای خام مرتبط با یک بحث (اطلاعات برگرفتنی از منابع دستاول یا آرائی خارج از آکادمیهای مدرن) یا بخشی از آن بدنه بازشناسی و دستهبندی و ارزشیابی میشود.
مقالۀ ترویجی: آن است که در آن دادههای دستدوم مرتبط با بحث (یعنی همان ادبیات بحث یا آراء محققان مدرن) یا رویکردها و روشهای معمول برای پیشبرد بحث بازشناسی و دستهبندی و ارزشیابی میشود یا پیشنهادی برای توسعۀ بحث بر اساس رویکرد یا روش شناخته ولی نامعمولی در فضای بحث یا منبعی که تا کنون موردتوجه قرار نگرفته است عرضه شود؛ بدون آنکه پاسخی فراتر از احتمالات کلی برای سؤالات مطرح در ادبیات بحث تولید شود.
مقالۀ پژوهشی: آن است که در آن علاوه بر فعالیتهای مروری و ترویجی یادشده، رویکرد یا روشی جدید برای تحلیل دادههای اولیه یا نقد ادبیات بحث کشف شود یا دادههای دستاولی خارج از بدنۀ اصلی یک بحث به میان کشیده شود، یا طبقهبندی جدیدی از مباحث، تقسیمبندی جدیدی از مفاهیم، تفسیر جدیدی از یک داده، مثال جدیدی برای یک نظریه یا مثالی در مقام نقض آن نظریه مطرح شود و بر پایۀ این فعالیتها نظریۀ جدیدی عرضه یا دیدگاههای قبلی نقد شود.