<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش نامه نقد آراء تفسیری</title>
    <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش نامه نقد آراء تفسیری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>معنای وحی در طه/ 114: دفاعی از نظریۀ وحی بیانی برپایۀ کلام شیعی</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245209.html</link>
      <description>یکی از معانی مشکل در فهم آیات قرآن معنای واژۀ وَحی در آیۀ 114 سورۀ طه است: &amp;amp;laquo;وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضَی إِلَیک وَحْیهُ&amp;amp;raquo;. مفسران دیدگاه‌های متفاوتی دربارۀ معنای آن بازنموده‌اند. پرسش اصلی این مطالعه این است که معنای واژۀ وحی در این آیه چیست. دربارۀ رابطۀ واژه‌های قرآن و وحی در این آیه دو دیدگاه وجود دارد. یک دیدگاه این است که هردوی آن‌ها اشاره به یک حقیقت است و آن حقیقت قرآن است. با این فرض، در این آیه می‌شد ضمیری به جای واژۀ وَحی نشانْد. دیدگاه دوم این است که این دو واژه اشاره به دو حقیقت دارند و منظور از واژۀ وحی در این آیه اشاره به وحی غیرقرآنی است. از این منظر، دو نوع وحی بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده است؛ یکی وحی قرآنی که همین آیاتِ قرآن پیش‌روی ما است؛ و دیگری وحی غیرقرآنی که تفسیر و شرح و توضیح آیات قرآن است، می‌توانش وَحیِ بَیانی هم نامید، و به‌هم‌راهِ آیات قرآن بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده است. در این مطالعه هدف آن است که با ارائۀ مستندات قرآنی و رِوایی، از این دفاع کنیم که مراد از تعبیر وحی در آیۀ موردبحث اشاره به وحی غیرقرآنی یا همان وَحیِ بیانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گریختنِ یونس(ع) یا ترک قوم: خوانشِ انتقادیِ آراء برپایۀ ارتباطات درون‌متنیِ سورۀ صافّات</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245210.html</link>
      <description>آیات 139-148 سورۀ صافّات به بیان بخش‌هایی از مهم‌ترین جلوه‌های سرگذشت یونس(ع) اختصاص دارند. در آیۀ 140 با تعبیر &amp;amp;laquo;اِذ أَبَقَ إِلَى الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ&amp;amp;raquo; به اقدامی از وی اشاره می‌شود که مفسران گاه آن را به رفتن به سمت کشتی و گاه به نوعی گریختن تفسیر نموده‌اند. برای مفسران قرآن، هم این‌که یونسِ نبی(ع) ازچه‌رو سوی کشتی آمده، و هم این‌که به چه علت به سرنوشتِ گرفتاری در ظُلُماتِ شکمِ نهنگ و دریا مُبتلا شده، پرسش‌برانگیز بوده است. مسئلۀ اصلی مطالعۀ کنونی دست‌یابی به معنای صحیح آیۀ یادشده دربارۀ علتِ اقدام یونس(ع) است. کوشش خواهد شد با نقدِ آراءِ تفسیری با تکیه بر سیاقِ آیاتِ مرتبط، ارتباطات درون‌متنیِ سوره و بافتار واژگانی و معنایی آیه به این مسئله مطالعه پاسخ داده شود. چنین می نماید بتوان از این دفاع کرد که وی پس از انجامِ وظیفه رسالت خویش، مانند همۀ انبیائی که عذابِ قوم‌شان قطعی شده است، مخفیانه قوم خود را ترک کرده، و از آنان دور شده، و با نظر به سرگذشتِ انبیاءِ مذکور در سوره چه‌بسا این دوری آن زمان روی داده است که قومِ وی قصد جانش نموده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازسازی بافت معنایی با نظریۀ فضای سخن: مطالعۀ موردی &amp;laquo;وَلَکنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَی&amp;raquo; (بقره/ ۱۸۹)</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245225.html</link>
      <description>تعامل میان سیاق به مثابۀ قرینه‌ای درون‌متنی و روایاتِ سبب نزول به مثابۀ قرینه‌ای برون‌متنی همواره یکی از چالش‌های بنیادین در تفسیر قرآن بوده است. روی‌کردهای تفسیری رایج در رویارویی با آیاتی که دچارِ گسستِ ظاهری اند اغلب با وابستگی به قرائن بیرونی به نادیده گرفتنِ انسجامِ متن انجامیده‌اند. این مطالعه با طرح این پرسش که چه‌گونه می‌توان به فهمی منسجم و متن‌محور از این آیات دست یافت به معرفی و کاربست یک چارچوبِ روش‌شناختیِ جدید با عنوانِ فضای سخن می‌پردازد. روشِ پیش‌نهادیِ مؤلف&amp;amp;lsquo; مبتنی بر تحلیل دلالت‌های التزامی نشئت‌گرفته از سیاق، و به‌دنبالِ بازسازیِ بسترِ کلیِ نزول از درونِ خودِ متن قرآنی است. در مطالعۀ کنونی با پیاده‌سازیِ این روش روی آیۀ 189 سورۀ بقره نخست از این دفاع می‌شود که با تحلیل سیاق می‌توان فضای سخن حاکم بر آیه را تشخیص داد. فرضیۀ مطالعه آن است که فضای سخنِ حاکم بر آیه وجود یک تصور سطحی و آیینی از نیکی (بِرّ) در میان مخاطبان بوده است. هدف آن است که دریافته شود چه‌گونه آیۀ 189 به‌مثابۀ یک پاسخِ اصلاحی به این فضا به بازتعریف مفهوم بِرّ و ارجاع آن به حقیقتِ تقوا می‌پردازد. این چارچوب تفسیری، ضمن آشکار ساختنِ انسجام درونیِ آیه، رابطه‌ای روشمند میان متن و روایت برقرار می‌سازد؛ رابطه‌ای که در آن متنِ قرآن به‌مثابۀ مرجعِ اصلیِ داوری در فهمِ متن عمل می‌کند و روایاتِ معتبرِ سببِ نزول نقش مُبیِّن و مُکَمِّل را برای تبیین جزئیات و مصادیق تاریخی ایفاء می‌کنند. با این روی‌کرد، ضمنِ حفظِ اعتبارِ قرائنِ بیرونی، حاکمیّتِ استقلالِ دِلالیِ متن هم تثبیت می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم شک در فَإِنْ کُنْتَ فی شَکٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا (یونس/ 94): تعامل اقتضائات بشریِ پیامبر(ص) با عصمت</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245227.html</link>
      <description>آیۀ ۹۴ سورۀ یونس (فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ...) از آیات چالش‌برانگیز قرآن کریم است که مخاطب را به رفع تردید از محتوای وحی از طریق پرسش از اهل‌کتاب فرامی‌خواند: در آغازِ آیه از پیامبر(ص) خواسته می‌شود چنان‌چه نسبت به آن‌چه بر او وحی شده است شک و تردیدی دارد با مراجعه به اهل‌کتاب تردیدش را بِزُدایَد. در فقرۀ پایانیِ آیه نیز با عبارتِ &amp;amp;laquo;فَلا تَکُونَنَّ مِنَ المُمْتَرین&amp;amp;raquo; با تأکید بیش‌تر از وی خواسته می‌شود که هرگونه شک و تردیدی را از خود دور کند. پرسش اصلی مطالعۀ حاضر آن است که آیا این خطاب متوجه شخص پیامبر(ص) است و اگر چُنین است، چه‌گونه با اصل عصمت انبیاء ــ‌‌به‌ویژه برپایۀ مبانی کلام شیعی‌ــ‌ سازگار می‌افتد. نگارندگان با مبنا قراردادن مفروضات الهیات اسلامی و نگاه خاص به عصمت پیامبر(ص)، این مسئله را به‌عنوان یک چالش تفسیری اصیل پی گرفته‌اند. ضرورت پژوهش&amp;amp;lsquo; در تداومِ ابهاماتِ تاریخی در تفسیر آیه و کَثرَتِ آراء مفسران دربارۀ آن ریشه دارد. هدف تحقیق&amp;amp;lsquo; بازخوانی انتقادی اقوال تفسیری و ارائۀ تفسیری راجح است که هم‌سو با ظاهر آیه، دیگر آیات قرآن و شأن نبوی باشد. فرضیۀ مطالعه آن است که خطاب آیه مستقیماً متوجه پیامبر(ص) است؛ اما نه برای گزارش شک واقعی؛ بل‌که برای پیش‌گیری از خطوراتِ ذهنیِ گذرا یا زدودنِ آن‌ها و تثبیت قلب وی. ازهمین‌رو با عصمت پیامبر(ص) تعارضی پیدا نمی‌کند؛ بل‌که چُنین خطاب‌هایی از باب اقتضائات بشریِ مُجاز برای پیامبر(ص) ارزیابی می‌شود و با مستنداتی از قرآن، ازجمله داستان ابراهیم و یونس(ع) و آیات تثبیتِ قلبیِ پیامبر(ص)، تأیید می‌گردد. هم‌چُنین اگرچه مخاطب اصلی&amp;amp;lsquo; پیامبر(ص) است، این قبیل خطاب‌ها در زبان قرآن معمولاً جنبۀ سرایت‌پذیری به مؤمنان را نیز دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از سلطه تا مسئولیت اخلاقی: تفسیر کشیا علی از &amp;laquo;الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ...&amp;raquo; (نساء/ 34)</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245229.html</link>
      <description>این مطالعه با روی‌کرد تحلیلی‌ـ‌تفسیری با هدف بازخوانیِ انتقادیِ آیۀ ۳۴ سورۀ نساء در اندیشۀ تفسیری کشیا علی انجام شده است. او بر تمایزِ میان وحی و تفسیرهای مردسالارانۀ فقهِ اسلامی سنتی تاکید می‌کند. نوآوری اصلی مقاله&amp;amp;lsquo; بازشناسی تحلیلِ سه‌سطحی (زبانی‌ـ‌ادبی، تاریخی و سیاسی‌ـ‌اجتماعی) کشیا علی است که برخلاف تحلیل‌های صرفاً لغویِ دیگر مفسران فمینیست، بر مبنای اخلاق اسلامی و نقد ساختارهای فقهی مردسالارانه سامان یافته است. فرضیۀ مطالعۀ کنونی آن است که کشیا علی می‌خواهد با نقد ادبی نشان دهد که قوامیت امری اخلاقی و مبتنی بر مسئولیت مالی و حمایتی مرد و نه نشانه‌ای از برتری ذاتی است و ازهمین‌رو مفهوم قانتات را به اطاعت از خداوند و حافِظاتٌ لِلغَیب را هم به پای‌بندی زنان به تعهدات ایمانی برمی‌گرداند. کشیا علی با تحلیل تاریخی نیز می‌خواهد از این دفاع کند که بسیاری از احکام زناشویی در فقه سنتی در بستری شکل گرفته‌اند که روابط قدرت، ساختارهای برده‌داری و اقتصاد مردمحور نقش تعیین‌کننده داشته‌اند؛ امری که وی خود آن را محور نقد و بازسازی اخلاقی قرار می‌دهد. در سطح سیاسی‌ـ‌اجتماعی نیز کشیا علی می‌خواهد از این دفاع کند که قرائت‌های اقتدارگرایانه از آیه نتیجۀ استمرار منطق تاریخی تمکین، کنترل بدن و نابرابری جنسیتی است. او با تأکید بر لزومِ قرار دادنِ عدالت و کرامت انسانی در مرکز تفسیر، چارچوبی برای بازاندیشی معنای آیه ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدابیر الهی در صیانت از وحی: تبیین کلامی رابطۀ فهم تاریخمند پیامبران با عصمت</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245238.html</link>
      <description>اندیشمندان اسلامی در تبیین علّت محفوظ ماندن وحی، از فهم شخصی پیامبران، عموماً تنها به دو ویژگی درونی ایشان یعنی علم و عصمت، اشاره کرده و با اطلاق‌گرایی و توسعه مفهومی این‌دو واژه، و در مواردی با تکلّف بسیار، سعی در تفسیر و توجیه آیات مغایر آن داشته‌اند. با این حال به دلیل تعدّد و تنوّع آیاتی که از فهم شخصی و گاه نادرست پیامبران، حکایت دارد، ضرورت بازتحلیل چگونگی محفوظ ماندن وحی، از تأثیر این فهم‌ها، که طبعاً ریشه در تلقّی‌ها و تصوّرات پیشین ایشان دارد؛ آشکار می‌شود. بر این اساس در این پژوهش، برآنیم تا نقش خدا در ممانعت از تأثیر فهم تاریخمند پیامبران را مورد بازتحلیل قراردهیم. به این منظور با روش تحلیل توصیفی و با بررسی آیاتِ ناظر به پیامبران خصوصاً آیات ناظر به مکالمه خدا و پیامبران، نشان خواهیم ‌داد که ملاحظات اختصاصی خدا در انتخاب پیامبران، در مرحله پیش از رسالت، تعامل مناسبتی و تدریجی، تکرار و عتاب‌های شخصی به پیامبران در حین رسالت، تدابیری است که به منظور پیشگیری از تأثیر بالقوّه فهم شخصی پیامبران، به طور عام مورد استفاده قرار گرفته‌است. پذیرش امکان وجود فهم تاریخمند در پیامبران، نه‌تنها با عصمت ایشان قابل جمع است؛ بل‌که بدون نیاز به تکلّف در تأویل آیات، می‌تواند توضیح دقیق‌تری را برای چگونگی حصول عصمت ارائه نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌‌های اصحاب حدیث با گفتمان خلق قرآن: بازشناسی تفاسیر سبعة احرف در سدۀ 3ق</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245228.html</link>
      <description>موضوع مطالعۀ کنونی&amp;amp;lsquo; تحلیل و بررسیِ فهم‌‌های مختلف از احادیث سبعة احرف در بسترِ تاریخیِ سدۀ 3ق است که دوره‌ای بنیادین در شکل‌گیری نظام‌‌های تفسیری و کلامی اسلام شناخته می‌شود. فرضیۀ مطالعۀ کنونی آن است که این احادیث در فضای مجادلات کلامی میان معتزله و اصحاب حدیث ترویج یافته، و هر گروه تفسیر متمایزی از آن ارائه کرده است. معتزله از این روایات برای تأکید بر امکان خوانش‌‌های لفظیِ متعدد و اثباتِ حدوث قرآن بهره بردند؛ افزون‌براین، با اتکاء به تحلیل‌‌های بلاغی&amp;amp;lsquo; تعددِ لایه‌‌های معنایی قرآن را تبیین کردند و آن را از لوازمِ ماهیّتِ الهی متن دانستند. در مقابل، اصحاب حدیث این روایات را بیش‌تر پاسخی به نظریه‌پردازی‌‌های متکلمانۀ گفتمانِ خلق قرآن انگاشتند و با استناد به احادیث سبعة احرف&amp;amp;lsquo; جوازِ تعددِ قرائات لفظی را بازنمودند، از ازلیّت قرآن حمایت کردند، و تعدد قرائات را نشانۀ تأکید شارع بر تسهیل قرائت و اُنسِ عامّه با قرآن شناساندند. مطالعۀ کنونی با روش تاریخی‌ـ‌تحلیلی، درک‌های پیش‌برندگانِ این دو جریان از مفهوم سبعة احرف را بازسازی می‌کند و پی‌آمد‌های کلامی هر یک را بازمی‌کاود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ظرافت‌های بلاغی حذف در سورۀ جن و بازتاب آن در فهم مفسران</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245242.html</link>
      <description>سورۀ جن از سوره‌های مکی قرآن است که به ایمان آوردن گروهی از جنیان، پذیرش معارف دینی، تأکید بر توحید و معاد، و محدودیت آگاهی از غیب می‌پردازد. یکی از ویژگی‌های برجستۀ این سوره، کاربرد ایجاز حذف، یعنی حذف بخشی از جمله به قرینۀ لفظی یا معنوی برای فشردگی و تأکید، در ساختار نحوی آیات است. این پژوهش با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با هدف شناسایی مصادیق حذف در سورۀ جن و تبیین تأثیر آن بر اختلاف یا تنوع آراء مفسران انجام شده است. ضرورت مطالعه در آن است که بررسی موارد حذف، هم جایگاه این صنعت بلاغی را در فهم قرآن روشن می‌سازد و هم منشأ پاره‌ای از اختلافات تفسیری را آشکار می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد در سورۀ جن، حذف در عناصری چون مفعول، فعل، مضاف، ضمیرِ شأن و مبتدا رخ داده است. در برابر این حذف‌ها، دو روی‌کرد تفسیری شکل گرفته: نخست، رویکرد نحوی‌ـ‌بلاغی که حذف را متعمدانه و نشانه‌ای از اعجاز بیانی قرآن می‌داند و برای آن تقدیر نحوی قائل می‌شود و این‌گونه برای بازسازی جزو حذف‌شده می‌کوشد؛ دوم، روی‌کرد تفسیری‌ـ‌معنایی که حذف را طبیعی و بی‌نیاز از تقدیر تلقی می‌کند و بر پیام‌های اخلاقی و تربیتی آیات تمرکز دارد. فرضیۀ این مطالعه آن است که حذف در سورۀ جن نه‌تنها ابزاری بلاغی برای ایجاز و فصاحت، بل‌که بستری برای تنوع روش‌های تفسیری و گشودن افق‌های نو در فهم قرآن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی سیمای انسانی پیامبر(ص) در آیات مکی: دلالت‌های کلامی بشریت نبوی در قرآن</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245232.html</link>
      <description>مطالعۀ حاضر به بازخوانی سیمای بشری پیامبر (ص) در نخستین آیات وحی قرآنی پرداخته است. مسئله اصلی تحقیق آن است که آیات مکی چگونه سیما و مسیر پیامبر (ص) را ترسیم می‌کند و این تصویر تا چه اندازه با محدودیت‌های بشری او گره خورده است. در این راستا، چهار ساحت بنیادین مورد تحلیل قرار گرفته است: نخست، ساحت جسمانی که بر اقتضائات طبیعی وجود پیامبر دلالت دارد؛ دوم، ساحت عاطفی و هیجانی که تجارب انسانی چون اندوه، بیم، خرسندی و امید را در شخصیت نبوی بازتاب می‌دهد؛ سوم، ساحت معرفتی ـ ادراکی که محدودیت‌های شناختی و چهارم، ساحت عملی که محدودیت پیامبر (ص) در تصرف مستقل در جهان را یادآور می‌شود. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که تصویر انسانی آیات مکی، پیامبر را نه به مثابه موجودی غیرانسانی و ماورایی، بل‌که به عنوان انسانی کامل در بستر زیست انسانی معرفی می‌کند؛ انسانی که در عین تجربه محدودیت‌های بشری، حامل و مفسر پیام الهی است. این بازخوانی افزون‌بر نقد و فاصله‌گذاری با روی‌کردهای غلوآمیز در باب نبوت، امکان بازاندیشی در نسبت انسان و وحی و نیز طرح مباحث نوین در مسائل دینی معاصر را فراهم می‌سازد. بدین‌ترتیب، پژوهش حاضر، بر ضرورت توجه به بعد بشری پیامبر در فهم پیام وحیانی تأکید کرده و آن را مدخلی برای بازخوانی انتقادی و معاصر الهیات نبوی معرفی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعزیر: بازشناسی وظیفه‌ای مغفول در قبال خدا و رسول با تکیه بر ریشه‌شناسی واژه</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245261.html</link>
      <description>مشتقات تعزیر از واژه&amp;amp;rlm;های غریب در قرآن کریم است که یکی از وظایف مؤمنان در قبال خدا و رسول را بازمی&amp;amp;rlm;گوید. معنای این مفردۀ قرآنی از صدر نخست موضوع مناقشات گستردۀ لغوی و تفسیری بوده و دربارۀ آن، آراء متفاوت و گاه کاملاً متناقضی بیان شده است. آن&amp;amp;rlm;چه بر پیچیدگی این امر افزوده، آن است که غالب عالمان لغت و تفسیر کوشیده&amp;amp;rlm;اند این واژۀ قرآنی را در ارتباط با اصطلاح شناختۀ تعزیر در فقه اسلامی تحلیل کنند و این دو را به هر نحو ممکن به هم پیوند دهند. هدف از پژوهش حاضر آن است که با بهره بردن از روش ریشه&amp;amp;rlm;شناسی، معنای تعزیر در آیات قرآنی را بازشناسد و این وظیفۀ مغفول در قبال خدا و رسول را تبیین کند. برآیند این پژوهش آن است که ع&amp;amp;rlm;زر و هم&amp;amp;rlm;زادهای آن در زبان&amp;amp;rlm;های سامی به معنای یاری کردن است، و آراء دیگر دربارۀ معنای این واژه مؤیّد زبان&amp;amp;rlm;شناختی ندارد. هم‌چنین این مطالعه نشان می&amp;amp;rlm;دهد که تعزیر به معنای یاری کردن و تعزیر به معنای مصطلح فقهی، مشترک لفظی&amp;amp;rlm;اند و به دو ریشۀ کاملاً مستقل بازمی&amp;amp;rlm;گردند؛ ع&amp;amp;rlm;زر به معنای یاری کردن از اساسْ اصالتِ عربی ندارد، بلکه وام&amp;amp;rlm;واژه&amp;amp;rlm;ای عبری است که به قرآن کریم راه یافته و هم&amp;amp;rlm;زاد آن در عربی، نه ع&amp;amp;rlm;زر، که ع&amp;amp;rlm;ذر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معنای سمع در &amp;laquo;لو کنا نسمع...&amp;raquo; (ملک/ 10): ترجیحات قول تفسیری نامشهور</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245234.html</link>
      <description>بر اساس آیۀ ۱۰ سورۀ ملک (وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ) ریشۀ اصلی گرفتار شدن کافران در عذاب سعیر، امتناع آنان از شنیدن پیام رسولان و بی‌توجهی به کوچک‌ترین سطح از دریافت سخن با غریزه شنیداری و آگاهی و تفکر بوده است. بسیاری از مفسران، ریشۀ سمع به معنای شنیدن را فراتر از معنای وضعی آن دانسته و لوازمی هم‌چون پذیرش، تأمل یا تبعیت را در آن دخیل کرده‌اند؛ اما این توسعه معنایی غالباً بدون پشتوانه زبانی یا شواهد تاریخی است و نوعی تحمیل خوانش مفسر بر متن تلقی می‌شود. مسئله اصلی این پژوهش تعیین معنای دقیق فعل نَسمَع و بررسی امکان نقش‌آفرینی شنیدنِ بدون سوگیری در فرایند سعادت است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و باکنار هم قراردادن داده‌های لغوی، گزارش‌های تاریخی و شرایط مکی‌بودن سوره این موضوع را بررسی می کند. هم‌چنین این پژوهش با تفکیک میان شنیدن غریزی و گوش‌دادن تفسیری بر مواجهه‌ای پیش تفسیری با کلام وحی تأکید دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد که معنای غریزی و بدون سوگیری، یعنی دریافت بی تأویل صوت، با سیاق آیه و وضعیت شنوندگان اولیه سازگارتر است. افزون بر آن، این تفسیر کارکرد‌های تربیتی مهمی را برجسته می‌کند که مهم ترین آن‌ها عبارت اند از: تقدم شنیدن بی‌غرض و پیوستگی در معرض یاد خداوند و اثر تلقین شرط تاثیر پذیری در هدایت انسان‌ها و آماده سازی دل برای دریافت حق.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معجزات مسیح در قرآن و اناجیل: نقد لایه‌های الهامی و تحریف‌های عقیدتی</title>
      <link>https://naghdeara.quran.ac.ir/article_245240.html</link>
      <description>این پژوهش با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با استناد به منابع قرآنی، تفاسیر معتبر و اناجیل رسمی و غیررسمی، به بازخوانی مفهوم &amp;amp;laquo;مهیمنیت قرآن&amp;amp;raquo; (مائده/ ۴۸) می‌پردازد؛ نه به‌مثابه کارکردی محدود به حفاظت صرف از متون پیشین، بل‌که به‌عنوان معیاری ارزشی برای تمایز لایه‌های الهام‌یافته از تحریف‌های عقیدتی در روایت‌های مربوط به معجزات مسیح(ع). یافته‌ها نشان می‌دهد که قرآن، از طریق تأکید مکرر بر &amp;amp;laquo;بإذن الله&amp;amp;raquo;، معجزات عیسی(ع) را در چارچوبی توحیدی و وابسته به ارادۀ الهی تنظیم می‌کند، در حالی که بسیاری از روایت‌های انجیلی به‌ویژه در اناجیل رسمی گاهی قدرتی مستقل یا خدایی را به عیسی(ع) نسبت می‌دهند. قرآن همچنین برخی معجزاتی را تأیید می‌کند که تنها در اناجیل غیررسمی (مانند سخن‌گفتن در گهواره) آمده‌اند، در حالی که از معجزاتی چون &amp;amp;laquo;تبدیل آب به شراب&amp;amp;raquo; سکوت هم‌معنایی به‌عمل می‌آورد. بر این اساس، الگویی تحلیلی ارائه می‌شود که بر سه معیار استوار است: حضور یا غیاب ذکر &amp;amp;laquo;بإذن الله&amp;amp;raquo; در تبیین منشأ معجزه، سازگاری روایت با مبانی توحیدی و عقلانی، و تأیید صریح یا سکوت معنادار قرآن در برابر روایت. این روی‌کرد نه‌تنها شناخت دقیق‌تری از ماهیت معجزات مسیح(ع) فراهم می‌کند، بل‌که زمینه‌ساز گفت‌وگوی عقلانی میان ادیان ابراهیمی بر اساس تمایز ظریف میان عناصر اصیل و دست‌کاری‌شده در متون مقدس است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
